![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
تولدت مبارک
|
امروز عزیزترینم یعنی افشین جووووووووووووووووووووووووووووووون تولدشه تولدت مبارک عزیز دلم آغاز بیست و چهارمین بهار زندگیت مبارک
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 15:26 توسط افشین و راشین |
|
|
فردا تولده یکی از بهترین هاست... کسی که چندین سال پیش با حضورش در روی این کره همه جا رو عطراگین و منور ساخت... و من اینجا از ته دل بهش میگم :
................ عزیزم تولدت مبارک ................
خواستم برايت هديه بگيرم
گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زيباييم
برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ايستادگي ام
بيد گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که هميشه سر به زير دارم
به فکر فرو رفتم و
سرم را به زير انداختم به ناگاه قلبم را ديدم
که بهترين چيز در زندگيم هست
به ناگه فرياد زدم
که قلبم را مي فرستم چون
او
خود زيباست، مظهرايستادگيست
سربه زيرو با نجابتست
گلم تولدت مبارک
***************************************************
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک
ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک
تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز
از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا
يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
يکي به نيت تو يکي از طرف من
الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي
با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي
ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن
همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس
واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد
ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد
اينا يه يادگاري توي خاطره هاته
ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد
تولدت عزيزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون
الهي که هميشه واسه تبريک امروز
بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون
|
|
2 نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 13:42 توسط افشین و راشین |
|
|
یادمون باشه که:
|
|
یادمون باشه که: هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که: قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره. یادمون باشه: قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه: هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه: اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم. و یادت باشه:
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 16:10 توسط افشین و راشین |
|
|
I LOVE YOU
|
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:59 توسط افشین و راشین |
|
|
یار مهربان ....
|
|
یار مهربان .... می خواهم برایت بگویم ، از دلتنگیهایم ، از شیرینی نگاهت ، از بوسه عشقت بر دستان پینه بسته روزگار . کولاک من ، ای که آغوش محبت را به سویم باز کردی و مرا سوار بر قطار شادی ها کردی و با هم دست در دست یاس های وحشی ، غزل «وفا» سرودیم تا هزاران فرسنگ را برای دیدار هم با شادی بگذرانیم . چقدر دل صبورم برای دیدارت بی تابی می کند و لحظه لحظه ی انتظار را برای دیدن نگاهت قاب می گیرم و تپش قلب ثانیه ها را گواه می گیرم که فقط با بودنت آرامم دلتنگ توام ..... دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب ميشوم اما وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در ميگشايي و صدايم ميکني، دلم مثل يک کهکشان وسيع ميشود. قصه یک انسان .... تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 2:47 توسط افشین و راشین |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 2:31 توسط افشین و راشین |
|
|
نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه
اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه
به یه فرشته گفتم برو معشوقم رو ببوس فرشته رفت ولی وقتی برگشت دیدم چشماش
اشکی و گریه کرده ازش پرسیدم معشوق مرا بوسیدی فرشته گفت نشد به فرشته گفتم
چرا؟ فرشته ی مهربون گفت : دو فرشته هیچوقت همدیگرو نمی بوسند |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 19:4 توسط افشین و راشین |
|
|
.......
|
|
باز هم دلتنگی ، باز هم گريه های شبانه ام
نگاههايی كه تنها دليل زندگی و عشقم شد
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:47 توسط افشین و راشین |
|
|
می خواهم از تو بنویسم
|
|
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 16:5 توسط افشین و راشین |
|
|
دلم می خواد بگم دوست دارم.........فقط همین
|
|
من از اون شب های مهتابی می خوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتهای بی تابی می خوام من می خوام یه دسته گل به آب بدم آرزوهام رو به یه حباب بدم سیبی از شاخه ی حسرت بچینم بندازم تو آسمون و تاب بدم مثل یک دسته گل اقاقیا دلم رو باز می کنه ، بیا بیا تو میری پشت علف ها گم می شی من می مونم و گل اقاقیا گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زاره دل من |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 23:53 توسط افشین و راشین |
|
|
pic
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 0:45 توسط افشین و راشین |
|
|
من فقط از خدا میخوام
|
|
هواتو کردم دوباره ، بازم دلم تنگه برات ...
هنوز می میرم من برات
باشه برو پیشم نیا
تو غربت دلتنگی هام
نه اینکه دوستت ندارم
سر روی شونت بذارم !
باور بکن حدی داره !
آخه سوزوندن نداره !!
واسه تو تکراری شده
با خنده باز زجرم میده !
در به دری عادت بده !!
عشق تو داغونم کنه
شاید که آرومم کنه !
دستهاش تو دستم نباشه
نمک به زخمم می پاشه !
آتیش به جونم میزنه
بگین فقط ماله منه
سهم من از تو دوریه !
دلتنگی و صبوریه ...
دوباره تنها میشینم
تورو کنارم میبینم
بدون فقط تورو میخوام
نگو تو خوابت نمیام
بگو که دلتنگم میشی
دوباره مهربون بشی |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:4 توسط افشین و راشین |
|
ای ازعشق پاک من همیشه مست فارغ ازاین دل که پای تونشست من تورا آسان نیاوردم به دست بارها این کودک احساس من زیرباران های اشک من نشست من تورا آسان نیاوردم به دست
بارها این دل به جرم عاشقی زیرسنگینی بارغم شکست من تورا آسان نیاوردم به دست
در به دست آوردنت پایداری ها شده،بی قراری ها شده،شب زنده داری ها شده
دربه دست آوردنت پایداری ها شده،با ظلم وجور روزگار، بی قراری ها شده
ای ازعشق پاک من همیشه مست فارغ ازاین دل که پای تونشست من تورا آسان نیاوردم به دست |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 19:55 توسط افشین و راشین |
|
|
baby
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:37 توسط افشین و راشین |
|
|
wedding
|
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 16:46 توسط افشین و راشین |
|
![]() |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 15:42 توسط افشین و راشین |
|
|
pic
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 12:8 توسط افشین و راشین |
|
|
عکس
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 16:20 توسط افشین و راشین |
|
|
کاشکي بودي وميديدي ذره ذره جون سپردم دوريت برام يه سمه سمه قطره قطره هي ميمردم کاشکي بودي نميذاشتي که منو از من بگيرن کاشکي بودي نميذاشتي گلاي باغچه بميرن آرزومه که يه روزي توي کلبه مون منو تو پاي دل همديگه پير شيم فقط وفقط من وتو آرزومه هر دو باهم سقف کلبه مونو بسازيم زير سقف آرزوها به همه مردم بنازيم کاش ميشد منو بفهمي درد پنهونم بدوني حرف عمري خستگيو از توي چشمام بخوني
شب که مي شه
نیستی توی این خونه نمی پیچه زنگ صدات نفسام کم میارن اسمتو توی لحظه ها حتی توی ذهن من خالیه جای طعنه هات دوستت دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه صدای خنده های تو برای من یه مرهمه دوستت دارم یه عالمه دلم واسه تو میزنه صدای دلنشین تو سکوت غم رو میشکنه حالا از نبودنت چشمای باغچه تر شده رفتی و این دل ما انگاری در بدر شده بعد تو قناریم بق کرده گوشه ی قفس اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده غزل محبتو نیستی که معناش بکنی غصه بی حیا شده نیستی که رسواش بکنی گلدونا گل نمیدن بی تو بهونه می گیرن آینه دلتنگه برات نیستی خاطرخواش بکنی من نوشتم اسمتا رو برگ گلهای سفید رو تن آینه ها با صد هزار عشق و امید از دلم یه پل زدم از تو تا اوج آسمون پیچیده تو هوامون عطر خدای مهربون دیگه گلهای سفید همیشه بوی تو میدن همه آینه ها تو را نشون من می دن حالا هیچ فاصله نیست دیگه میون من و تو پر شده بوی خدا دیگه میون من و تو دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست اسم تو نوازش لبهای سرد و بی صداست چی می شد عشقا همه مثل تو آسمونی بود چشم تو دنیایی از جنس محبت و وفاست دست مهربون تو هدیه ای از لطف خداست همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست نفسا تازه میشن وقتی که بوی تو می یاد همیشه نفس بکش عطر نفسهات کیمیاست |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 21:1 توسط افشین و راشین |
|
|
غصه نخور
|
|
با اينکه تنها موندی و هيچکسی و نداری
عزيز من غصه نخور وقتی خدا رو داری عزيز من گريه نکن فدای قلب تنگت حيفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت خسته نشو ؛ خسته نشو از اين روزای خسته من که اين و خوب می دونم چقدر دلت شکسته بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی با او همه در به دری روز و شبا رو ساختی بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جوونه عزیزه من خسته نشو از دست این زمونه يه روزي از همين روزا غصه و غم می ميره اين روزگار بی وفا به دست تو اسيره يه روزی هم صدا ميشی با نغمه های تازه ترانه هات عوض ميشه ... اگه بدی اجازه خسته نشو ؛ خسته نشو از اين روزای خسته در به دری تموم ميشه ... پس ديگه گريه بسته طاقت ندارم آخه من تورو پريشون ببينم! توی دلت چی ميگذره ؟ غمو تو چشمات ميبينم ! چيكار مي تونم بكنم ، جز اينكه آرزو كنم تمام غصه هاي تو ، فقط مال خودم بشه عزيز من غصه نخور حرفتو من خوب ميدونم بيا با هم سفر كنيم يه جايی که آبی باشه از اولش تا آخرش بلور باشه پنجره هاش ... ستاره هاش ... حتی درش هيچكي نتونه بياد و دل ما رو بلزرونه اگر به اونجا برسيم ما که ديگه غم نداريم به جز ستاره های آسمون چيزی ديگه کم نداريم |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 21:8 توسط افشین و راشین |
|
|
دلتنگی
|
|
دلم برات تنگ شده٬ برای اون صدای دلنشینت٬ برای اون خنده های شیرینت٬ برای نوازش دستای رو به روشناییت٬ برای اون چشات٬ چشایی که نگاه کردن به اونا برام آرزو شده٬ آرزویی بزرگ٬ برای اون شیطنت های بچگانت یا نه آگاهانت٬ برای اون حرفای صادقانه ات٬ حرفهایی که همیشه منو شاد می کنه٬ به خاطر تو که اون حرفارو دوست دارم٬ بدون به خاطر تو که همیشه دلتنگم. ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
هر چي غصه ست به سر من اومده تو كه رفتي جاي تو غم اومده تو كه رفتي همه چيم تموم شده خنده اين روزا برام حروم شده تو كه رفتي طاقتم سر اومده اشك چشمام از غمت كم اومده تو كه رفتي همه چيم تموم شده خنده اين روزا برام حروم شده تو كه رفتي واسه من دنيا غريبه به خدا تو كه رفتي زندگيم ديگه تمومه به خدا ديگه من طاقت ندارم نمي تونم بمونم اين روزا از بهت غربت نصف جونم به خدا مي دونم كه با تو موندن واسه من يه جور خياله خيال از تو گذشتن واسه من آره محاله محاله بي تو بمونم موندنم بي تو عذابه عذاب تموم حرفام مي دونم كه بي جوابه غم دوري تو عشقم به روي قلبم نوشتم نوشتم كه با تو بودن آره بوده سرنوشتم سرنوشت شوم من رو هر كي از نگام شنيده شنيده ولي مي دونم غم عشقو نچشيده دیدین تنها شدم افشینم امروز رفت سربازی
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 17:4 توسط افشین و راشین |
|
|
دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری.. می ترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم.. می ترسم تو بری و من نميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!! مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس نميشم..!! ياد اون چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟؟ميدونی... من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچ وقت نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش کردی.. صدايی که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق داشت وقتی ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم ميگفتم.. اما هيچ وقت نفهميدی.. اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام تويی... بذار هميشه پريشونت بمونم ميذاری که ؟؟ تو رو خدا اینم ازم نگیر |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:10 توسط افشین و راشین |
|
|
سفر
|
|
نگاهش آميختهاي از الماس روشن و پارههاي آتش خورشيد گرم بود؛ و دستانش مثل نوازش موجهاي آرام دريا روي شنهاي ساحلي، می دانم او تولد دوباره من است.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:45 توسط افشین و راشین |
|
|
ax
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 15:47 توسط افشین و راشین |
|
|
baby bedding set
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 0:43 توسط افشین و راشین |
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14:47 توسط افشین و راشین |
|
|
ax
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 14:15 توسط افشین و راشین |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:23 توسط افشین و راشین |
|
|
pic
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:31 توسط افشین و راشین |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:16 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani