![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
فقط برای تو مینویسم
|
|
به نام جنون عشق برای چشمان تو که برق چشمانم را زنده می کنند. برای دستان تو که گرمای عشق را خجالت زده می کنند. برای لبانت که جز ترنم های محبت را نمی بوسند. برای قلب مهربانت که جز عاطفه در آن نمی ماند. برای تو می نویسم که وجودت همه خوبی و صفاست. برای تپش های قلبت که نبضم را به زدن وا می دارند. برای نگاه های پرمهرت که حسرت را در نگاهم زنده می کنند. حرفهایت که جوانم می کنند آرزوهایت که رویاهایم را قوت می بخشند. برای تو که واژه خواستن با وجودت معنا می شود عاشقی به پایت می افتد و اشک های التماس دامانت را تمنا می کنند. برای تو که با صدایت تیک تاک عقربه های ساعت رنگ می گیرد! برای تو که در بود نت آسمان آبی ست سپیده زیباست و شمارش ستارگان دیدگانم را به خواب می سپارند. با توست که روز و شبم معنا دارد. تنها برای تو می نویسم برای تو ...
سال نو مبارک افشینم
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 14:20 توسط افشین و راشین |
|
|
عشق
|
عشق يعني خاطرات بي غبار |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 15:37 توسط افشین و راشین |
|
|
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم...
|
واسه پیدا کردنت سر به دل صحرا میدم آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم دوست دارم راشینم |
|
2 نوشته شده در
جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 20:56 توسط افشین و راشین |
|
|
بی تو من زنده نمانم....
|
|
بی تو من زنده نمانم بی تو من غم زده ی عشق و جنونم سیل افتاده به خونم تو چنان می گذری غافل از احوال درونم بی من از شهر سفر کردی و رفتی تو ندیدی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه بگردید نگاهم
بی تو من در همه ی شهر غریبم بی تو من نشنود از این دل بشکسته صدایی برنیاید دگر از مرغک پر بسته نوایی تو همه بود و نبودی تو همه شور و سروری من که یک لحظه جدایی نتوانم بی تو من زنده نمانم بی تو من زنده نمانم ... |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 20:56 توسط افشین و راشین |
|
|
ميخواهم بگويم دوستت دارم
|
ان لحظه اول كه تو را ديدم عاشقت شدم , عاشق آن چهره ماهت شدم , عاشق آن چشمهاي زيبايت شدم ، عاشق آن قلب تنهايت شدم . در همان لحظه بياد ماندني دلم به دست و پايم افتاده بود كه بيايم با تو درد و دل كنم ، مي خواهم بگويم دوستت دارم ، عاشقت هستم . دلم ميخواهد با تو به آسمان پر از ستاره پرواز كنم وهمه ستاره ها را دسته دسته بچينم وبه تو بدهم . دلم مي خواهد مهتاب شوم در اوج آسمانها وشبها بر رويت بر روي چهره ماهت كه تازه دلم عاشقش شده بتابم . لحظه اي كه من با تو آشنا شدم ، بهترين لحظه زندگي ام بود ، آغاز يك زندگي بود آغاز عشق و عاشق شدنم با تو بود . فقط يك چيزي در دلم مانده كه موقع درد ودلهايمان به تو خواهم گفت. ميخواهم بگويم دوستت دارم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 11:3 توسط افشین و راشین |
|
|
با من بمان
|
|
وای که این ثانیه ها چقدر بیقرار شده اند.دیشب آسمان دلش گرفته بود و بغض فروخورده اش را شکست.تو که نیستی حتی آسمان هم دلتنگ میشود.تو که نیستی گلهای باغچه هم زحمت شکفتن را به خودشان نمیدهند. |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:47 توسط افشین و راشین |
|
|
با من بمون تا آخر
|
گل قشنگ قلبم با من بمون تا آخر گل قشنگ قلبم با من بمون تا آخر شوخی نکن فدات شم نذارباهام سربه سر رهام نکن عزیزم دلتنگتم همیشه زندگی بی توگلم ، تنهایی که نمیشه قشنگ من میدونی ، دیوونه توهستم خدای قلبمی تو،عشقتومی پرستم سکوت نکن که حرفت راه غمومی بنده برده دلم بازی رو، به طالعش می خنده بمون زندگیم تا آخرش باهام باش سرمیذارم روی شونت فقط توتکیه گام باش |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 12:29 توسط افشین و راشین |
|
|
می دانم که نمی دانی...
|
|
میدانم که نمیدانی...! |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 20:38 توسط افشین و راشین |
|
|
یادت باشه
|
|
یادت باشه ، یادت باشه ، زندگی بی تو نمی شه / لحظه های دلواپسیم به یاد تو تموم می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، دوست دارم تا همیشه / زندگیمو به تو دادم ، تا آخر عمر ، همیشه / یادت باشه ، یادت باشه ،دلم دیگه بد نمی شه / عشق تو رو داره خدا ، واست که کافر نمی شه / یادت باشه ، یادت باشه ، عاشقی راه و رسم داره / معشوق منم ،عاشق تویی ، عشق ما غوغایی می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، تنهاییام با تو می شه / من می ره و ما می شینه ، جای غروب بادیه / یادت باشه ، یادت باشه ، آتیش من گرمات می شه / مهرم می یاد تو یاد تو ، پنهانی مبتلا می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، داستانمون قصه می شه / برای عاشقای خوب همیشه جای پا می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، خاطرمون عزیز می شه / تو قصه های عاشقی ، ثانیه ها دقیق می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، دلم برات کمون می شه / تو دنیای سادگیا ، عاشقی نا تموم می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، خدا برامون می مونه / دل منو ، دل تو رو ، کنار هم اون می شونه / یادت باشه ، یادت باشه ، دم غروب دعام کنی / این عاشق دیونرو یواشکی صدا کنی / یادت باشه ، یادت باشه ، گریه هامون وفا می شه / یه روز می یاد خشکی می شه ، چشمای ما دریا می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، نگاه من مال تو / میون خونه ی دلم اسم تو باز تازه می شه / یادت باشه ، یادت باشه ، گاهی نفس هام می گیره / یاد تو تو دلم می یاد ، دلم برات باز می گیره / یادت باشه ، یادت باشه ، مهر من این بار پنهونه / تو هم بمون یواشکی ، بهشت برامون یه خونه |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 13:16 توسط افشین و راشین |
|
|
می خواهم همراه تو به باغ زیبای خوشبختی قدم بگذارم.
|
![]() صداي پاهايت را از افق نا پيدايي تنهايي ميشنوم. گل زيباي بهاري , ميدانم كه با گذشت زمان از ميان برگ هاي
خشك پاييزان و عبور از درياچه ي يخ زده ي غربت با قدم هاي پر
اميد و مستحكم به سويم مي آيي. بيا,بيا شكوفه ي زيبا, كه من با همه ي وجود بر سر دو راهي
عشق , انتظار ديدارت را ميكشم .
بيا محبوبم تا با قطره قطره ي خونم ريشه محبت را
آبياري كنم و دركنارم
بنشين به چشمانم نگاه كن مي خواهم با تو حرف دل
گويم.
بگذار تا با اشك چشمانم بر گل وجودت ببارم تا شايد
بتوانم كلمه اي كوچك از عشق را به تو الهام بخشم.
خورشيد تابان, ميخواهم بر كوير دلت بتابم تا از گرماي وجودم
گلي به نام عشق در برهوت دل بي تابت برويد.
اي كاش مي شد عشق كه در اصلي ورود به مهرو محبت است
در چهار چوب دوستي نصب كرد و تنها پرستو هايي كه از
سرزمين غم كوچ كرده اند به اين باغ راه داد.
اي كاش مي شد واژه ي عشق و دوست داشتن كه در هر زمان
, دل فرمان مي داد از زبان جاري ساخت و واژه ي زيباي دوست
داشتن را نثار تك گل زيباي باغ عشق خود كرد .
دلم ميخواهد تا با پاهاي پر اميد خود به سويت بيايم. بر سر راه شاخه گلي چشمان زيبا يت زانو بزنم و گل باغ وجودم را نثارت كنم و دستم را به سو آسمان بلند كنم و با تمام وجودم فرياد بزنم : كه دوستت دارم .تمام هستی من و می خواهم همراه تو به باغ زیبای خوشبختی قدم بگذارم. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:20 توسط افشین و راشین |
|
|
دوست دارم راشین...
|
دوست دارم راشین |
|
2 نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 20:39 توسط افشین و راشین |
|
|
حالا هیچ فاصله نیست دیگه میون من و تو
|
|
من نوشتم اسمتو رو برگ گلهای سفید
رو تن آینه ها با صد هزار عشق و امید
از دلم یه پل زدم از تو تا اوج آسمون
پیچیده تو هوامون عطر خدای مهربون
دیگه گلهای سفید همیشه بوی تو میدن
همه آینه ها تو را نشون من می دن
حالا هیچ فاصله نیست دیگه میون من و تو
پر شده بوی خدا دیگه میون من و تو |
|
2 نوشته شده در
جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 19:10 توسط افشین و راشین |
|
|
قــصه بـا تـو بـودن
|
|
آروم آروم ، يــواش يــواش ، پــاورچــين |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 8:22 توسط افشین و راشین |
|
|
روزی خواهد آمد که از من بپرسی آیا مرا دوست داری ؟ و من نتوانم جواب سوالت را بدهم ........ چون بعضی سوالات جوابی ندارند . ولی این بار این سوال جایی برای پرسیدن ندارد ! خودت می دانی که بی تو من وجود ندارم ......... خودت قضاوت کن ........ می شود قلبت از تو بپرسد :چقدر دوستم داری . و تو جوابی برای این (چقدر ) داشته باشی؟ هر وقت آخرین عدد را کشف کردی " بدان به همان اندازه دوستت دارم بدان که آنقدر دوستت دارم که می توانم بگویم :فداتم.....
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 11:51 توسط افشین و راشین |
|
|
تو
|
|
صبح كه از خواب پا مي شم دنيا ميشه تو موقع حرف زدنم صدام ميشه تو روز و شب دنبال هم ساعت ميشه تو تو تموم زندگيم زمان ميشه تو بايد بگم كه عشقم خورشيد يعني تو رنگ آبي دريا همش مال تو مي دونم وقتي شبها ميرم توي خواب همه دنياي من رويام ميشه تو وقتي جمله هاي بالا رو من مي نوشتم تمام كاغذا و رنگا شدن تو به قول يه دوست خوب وقتي بهم گفت همه دنيا دله دلا ميشن تو قربون خدا برم آخر يه روزي تن من خاك ميشه روحم مال تو اگر روزي دنيا بشه همش مال من همه رو بهت ميدم همش مال تو |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 11:45 توسط افشین و راشین |
|
|
کجایی عزیزترینم
|
دل ساحل دل آسمون گرفته کجایی دلم گرفته دل من دل ستاره دل این دیوونه ی تو کوچیکه مثل فرشته کجایی , تنها نشانه تو یه آسمون ستاره تو می گفتی نمی زاری دل این ستاره تنگ شه کجایی که ببینی دل این ستاره ی تو دل این پرنده ی عشق دل این یه دیوونه عاشق چه جوری تنگ شده بی تو! کجایی باغ وجودم کجایی عشق پرنده تا ببینی دل من دل ستاره واسه تو خزون شده رنگ که نداره
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 21:43 توسط افشین و راشین |
|
|
بگذار
|
|
بگذار آن باشم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی خواهد ماند بگذار آن باشم كه با صداقت با تو درد دل ميكند و با يكرنگی و يكدلی زندگی ميكند. بگذار آن باشم كه ديوانه وار در شهر نام تو را فرياد ميزند و آن باشم كه برای عشقت: بگذار همانی باشم كه در شادی هايت ميخندد و در غم هايت با تو شريك است. بگذار كسی باشم كه به داشتن چينين عشقی مانند تو افتخار كند. بگذار كسی باشم كه وقتی كلمه دوستت دارم را بر زبان می آورد اشك از چشمانش سرازير شود. بگذار همانی باشم كه تو ميخواهی ، همانی باشم كه تو آرزوی آن را داری. بگذار كسی باشم كه با احساس سخن نگويد ، از ته دل دردش را بگويد و از تمام وجود عاشق و دل شيفته تو باشد. بگذار كسی باشم كه زمان تنهايی اش تو همان تنهايی او باشی و زمان خوشبختی اش تو همان خوشبختی او باشی. بگذار همانی باشم كه با باوری عميق به تو و زندگی نگاه بيندازد و با احساسی پاك عاشق قلب مهربان تو باشد. بگذار همانی باشم كه بتوانم ستون های استوار زندگی را با محبت و عشق بنا كنم تا تو با آرامش با من زندگی كنی. بگذار همانی باشم كه تو در روياها منتظر او ماندی و به استقبال او رفتی. بگذار كسی باشم كه ديگر به جز تو به كسی ديگر نگاه نكند و تنها تو باشی و قلب مهربانت و يك دنيا عشق در وجودش. اينك من با تمام وجودم كاری كرده ام و خواهم كرد كه هم تو را به آرزويت رسانده باشم و هم خودم آينده ای خوشبخت را در كنار تو داشته باشم. بگذار همانی باشم كه دوستش ميداری و بگذار همانی باشم كه برای عشقش جان خواهی داد. عزيزم بگذار |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 21:42 توسط افشین و راشین |
|
|
دوست دارم،
|
|
دوست دارم، نه واسه اينكه تنهام
دوست دارم، چون تو گفتي، هميشه هستي باهام دوست دارم، نه واسه اينكه بي قرارم دوست دارم، چون تو گفتي، هيچ وقت نميكني خارم دوست دارم، نه واسه اينكه دربه درم دوست دارم، چون تو گفتي، ميگيري بال و پرم دوست دارم، نه واسه اينكه دل تنگم دوست دارم، چون تو گفتي، هميشه باهات يكرنگم دوست دارم، نه واسه اينكه دورم دوست دارم، چون تو گفتي، واست يه هم زبونم دوست دارم، نه واسه اينكه هستي تو رويام دوست دارم، چون تويي تنها فرشتهآرزوهام دوست دارم، نه واسه ادامة حياتم دوست دارم، چون تويي تنها فرشته نجاتم دوست دارم، نه واسه يه روز و دو روز دوست دارم، واسه هميشه، واسه هر روز |
|
2 نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:21 توسط افشین و راشین |
|
|
تو رو تنها نمی ذارم تا همیشه پا به پاتم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:11 توسط افشین و راشین |
|
|
در تمام لحظات زندگیم یاد تو هستم . لحظاتی خوش و شیرین که دوست ندارم هیچ موقع آن لحظات تمام شود . دوست دارم زمان بایستد تا تمام زندگیم تو شوی و هرگز خود را بی تو نمی توانم تصور کنم ای فریادرسم . ای همه وجودم ای که قلب من به عشق تو می تپد . خون من به یاد تو جاری می شود پاهای من به شوق تو توان رسیدن دارند . ای که باعث شدی چشمهایم لحظه شماری کنند که شب فرا رسد تا خواب تو را ببیند . هر چند در لحظه لحظه ذهنم یاد تو را طلوع خواهم کرد و هیچگاه آن را غروب نخواهم دید . ای که باعث شدی دریای ساکن و بی روح دلم را به طوفانی با موجهایی تبدیل شود که وقتی به ساحل دلم می رسند از گرمای عشقم لذت می برند . ببخشید که من فقط می تونم با کلمات احساس خودم و نسبت به تو نشون بدم تو ارزشت بالاتر از این است که با یه سری کلمات برای دلت . قلبت و عشقت که تو سینه من تاب و توانم را از من گرفته جمله بسازم . اگه میدونستی که چقدر دوستت دارم هیچ وقت واسه اومدنت, بارونو بهونه نمیکردی, رنگین کمون من. . . .!!!!!!!
|
|
2 نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 10:6 توسط افشین و راشین |
|
|
به وفايم ايمان داشته باش...............
|
تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم.... |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 13:44 توسط افشین و راشین |
|
|
تو همه دنیای منی امروز و فردای منی..
|
|
هیچ وقت نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم
نشد یه روز بهت بگم که من فقط تورو دارم صبحا با تو بیدار می شم شبا با تو به خواب میرم هیچ وقت نشد نفهمی که جز تو تو دنیا ندارم تو همه دنیای منی امروز و فردای منی هیچ وقت نشد بدونی که من بی تو فردا ندارم می گن چشای عاشق یه دنیا شعر و قصه ست اما چرا عزیزم چشام لبریزه غصه ست می گن گل شقایق نشون داغ عشقه من از نگاه داغت شدم باغ شقایق می گن شبا ستاره ها رابط عشقو آدمان اما چرا ستارم نور نمیده به چشمام میگن اشکای عاشق پیش خدا عزیزه نمیدونم تا کی باید بریزه و بریزه و بریزه وقتی شبا تو آسمون من اون چشاتو می بینم دل می خواد بهت بگم جز تو تو دنیا ندارم بین تموم آدما تو عشق پاک این دلی تو آسمون رویاهام جز تو ستاره ندارم جز تو ستاره ندارم.....
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 21:31 توسط افشین و راشین |
|
|
عاشق سیاه بخت
|
|
هرکی هستم هرچی هستم، پای عهدمون نشستم عهدی که تو رخت گرم یه شب رؤیایی بستم اگه نازک اگه سختم، بی تو من یه تیره بختم با تو ای همیشه با من، صاحب تاجم و تختم به تو ساده دل ندادم که بری ساده ز یادم من هلاک بودن تو، بی تو شمعی رو به بادم اسم تو نبض صدامه، وسعت بی انتهامه تو عزیزی و وجودت تنها حل مشکلهامه رکُ راست و بی غل وغش، من عاشق سیاه بخت عشق پاک و مهربونت شد به قلبم تیر آرش تو رو دارم ای عزیزم گریه هارو دور میریزم تو اگه بخوای واسه ی تو با دل شب می ستیزم تو منو تنها نذاشتی منو تو صحرا نکاشتی من چه خاکی به سرم بود اگه تو دوستم نداشتی دیگه بین صدتا ساحل تورو میخوام واسه منزل پیشکشت دل مریضم، اگه باشه تورو قابل خجلم از خوبیاتو از تموم مهربونیت قربون اسم بزرگت، قربون شیرین زبونیت دیگه دل به ساقی میدم دیگه از تو دور نمیشم پای همه چیش نشستم، پاش بیاد سرمو میدم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 13:46 توسط افشین و راشین |
|
|
عشق توه که معني شعراي منه
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 13:41 توسط افشین و راشین |
|
|
بابودن تو
|
|
بابودن تو با بودن تو |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 11:26 توسط افشین و راشین |
|
|
میخواهم با چشمانت بیعت کنم
|
|
میخواهم با چشمانت بیعت کنم تا هرشب روشنایی را برای وجود تاریکم به ارمغان بیاوری چشمانت را در برابرهزارآینه می گذارم تا درخشش نگاهیت را تکثیر کنم و از دیدگانت ابدیتی بسازم من از ترحم چشمانت به یقین پیوستم و ازسکوت بی فرجامت با فریاد پیوند یافتم من از ترنم گونه هایت شبنم راباور کردم وازحضورت به نهایت استغنا رسیدم |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 21:38 توسط افشین و راشین |
|
|
دوست دارم
|
|
دوسِت دارم!.... .....عشق جهان را نجات خواهد داد!باور كن! مي خوام بگم:دوسِت دارم!به پنجره!به آسمون! به اين شبِ آينه دزد ! به تك درختِ كوچه مون! مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به تو به اسم نقطه چين! به گريه هاي بي هوا ! به كُولي كوچه نشين ! مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به هررفيق ونارفيق! به شاعراي بي غزل ! به جنگلاي بي حريق ! مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به قاتلم ! به روزگار! دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب : دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو اين عذاب!
مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به باد بادك ! به مدرسه! به تَركه ي خيس انار، كنار درس هندسه ! مي خوام بگم: دوسِت دارم! به مرغ عشق بي قفس! به جغد پير بد صدا! به ني زناي بي نفس! مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به هرچي خوبه، هر چي بَد! به خونه هاي كاگِلي! به سيباي توي سبد! مي خوام بگم: دوسِت دارم ! به بغض تلخ انتظار! به بَد ترين فصل سفر! به آخرين سوت قطار! دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب : دوسِت دارم |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 21:32 توسط افشین و راشین |
|
|
"ٌ همیشه با توام "
|
|
عزیزم ، آنروز که غربت چشمانت برای همیشه ،غربت قلبم را به یغما برد ،این طنین گرم صدایت بود که در ازای کنار رفتن غربت قلبم برای همیشه در پر طپش ترین نقطه آن یعنی ؛ " مامن عشق ساکن شد " .در سکوت با تو بودن جستجو را معنا و التهاب را بر دیوار قلبم قاب کردم ........... که من با تو بوده ام ،همیشه و در همه جا ،با تو نفس کشیده ام ،با چشمان تو دیده ام ... مرا از تو گریزی نیست ،چنانکه جسم از روح و زمین را از آسمان تو دلیل حیات من بوده ای وهستی .. من چنان با این دل زیسته ام که باور کرده ام که علت وجود من تو می باشی بهترینم : پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است ؛ "ٌ همیشه با توام "
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 10:13 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani