![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
تو مثل
|
مثل اون موج صبوري كه وفاداره به دريا چه قدر تازه و پاكي مثل ياساي تو باغچه تو مثل اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر تو مثل بارون عشقي روي تنهايي شاعر مثل برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
تو مثل چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون تو مثل يه سرپناهي واسه عابر غريبه چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:0 توسط افشین و راشین |
|
|
وقتی که درد می کشید م ، توی بستر نبودت |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 20:49 توسط افشین و راشین |
|
همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از این که عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم با تو ستاره میشوم ......... از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره میشوم ناجی شام شوکران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم با تو ستاره میشوم ........ با تو ستاره می شوم |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 18:41 توسط افشین و راشین |
|
|
توی دنیا چی می خوای که به پاهات بریزم....
|
|
توی دنیا چی می خوای که به پاهات بریزم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی |
|
2 نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 21:34 توسط افشین و راشین |
|
|
بزار رو سینم سرتو
|
|
بزار رو سینم سرتو
چشمای خیسو ترتو بزار تا سیر نگات کنم بو بکشم پیرهنتو بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 21:19 توسط افشین و راشین |
|
|
کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
|
|
کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود دو تا چشمات پر از اندوه واسه دل شکستگیم بود آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه تنگی این دل عاشق با نوازش تو وا شه واسه چی خدا نخواسته تو باشم قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشه عشق تو بودن با تو دو نیاز زندگیشه پرم از ترانه تو گرچه چه واژه ها حقیرن خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستم و میگیرن راز عشق منو هیچکس غیر مهتاب نمیدونه تنها شاهد واسه غصه ، گریه و تنهاییم اونه وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشم تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت برسم به لونه تو بگیرم سر زیر بالت زندگیم رنگ خدا بود اگه تنها تو رو داشتم اگه میشه واسه گریه رو شونت سر می گذاشتم |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 18:9 توسط افشین و راشین |
|
|
سر میذارم روی عکست همه اشکامو می بارم
|
سر میذارم روی عکست همه اشکامو می بارم
واسه گفتنه از تو لحظه ها رو کم می یارم غم تلخ بی تو بودن تو دلم ریشه دوونده توی خوابو تو بیداری منو مثل شمع سوزونده توی این شبهای خاموش لحظه ها رو میشمارم واسه ی دیدن چشمات دیگه طاقتی ندارم مرهم زخمای قلبم همیشه عشق تو بوده دل من هزار ترانه واسه ی دلت سروده من دلم میخواد همیشه رهسپار قصه هات شم توی شهر بی ترحم سپر درد و بلات شم فقط به عشق تو اِ که تا این وقت شب بیدارم میخوام پا به پات شب زنده داری کنم میخوام اینو بدونی یاد تو همیشه، همه جا با منه |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 0:6 توسط افشین و راشین |
|
|
افشین از ته قلب دوست دارم
|
افشین چشمامو مي بندم تا تورو به يادم بيارم
چشمامو مي بندم تا فاصله هارو از ميونمون ور دارم چشمامو مي بندم تا در روياي با توبودن پرواز كنم هيچكي مثل تونمي تونه اين طور عاشقم كنه هيچكي مثل تونمي تونه اين طور ديونم كنه آتيش به جونم بزنه دنيا ديگه فرشته اي مثل تو نداره ديگه ام نمي ياره دلم بي قرارتو عشقم عشقي كه برای تو ميميره عشقه اولينو آخرينم تويی فقط تويی كه ميتوني قلبمو بخوني بگو كجاي اين دنيا مارو بهم ميرسونه بخدا هيچكي مثل تو نمي تونه اين طور قلبمو به آتيش بكشونه چشمامو ديگه باز نميكنم چشمامو تا ابد مي بندم شايد اين طوري توروتا ابد كنارم حس كنم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 23:47 توسط افشین و راشین |
|
|
با تمام وجود دوستت دارم
|
تک ستاره قلبم با تمام وجود دوستت دارم و سبد گل سرخ با هزاران شاخه گل مریم
به تو که عزیزترینم هستی و دلت مظهر عشق و وفاست تقدیم می کنم ای که سبزترین نگاهی به زندگی و
ای زیباترین بهانه برای عاشق شدن و
ای خورشید گرمابخش سرزمین دلم عاشقانه در کنارت می مانم و صادقانه دوستت دارم |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 21:12 توسط افشین و راشین |
|
|
برای تو
|
![]() به نام خالق آیینه و گل
خداوند شقایق یاس و سنبل به نام او که خود عاشقترین است میان مهرورزان بهترین است به نام او که آغاز اقاقی است و نامش تا همیشه سبز و باقی است به نام خالق فرهاد و شیرین به نام قلب پاک ویس و رامین به نام لیلی و مجنون عاشق به نام عطر سرشار شقایق به نام نامی عشق و ترانه به نام هر چه حرف عاشقانه به نام تو به نام حضرت دل چراغان گشته از تو ساحت دل بگو با من که آغازت کجا بود؟ شروع و سمت پروازت کجا بود؟ تو از سمت عبور شاپرکها تو از خواب لطیف قاصدکها تو از یک لحظه ی ناب و صمیمی تو از یک قصه ی خوب و قدیمی تو ازآغوش گرم یک شقایق تو از مهمانی یک صبح صادق تو از تصویر یک رویا رسیدی تو مثل یک غزل زیبا رسیدی تو یعنی خلوتی دور از هیاهو تو یعنی یک غزل تا عطر گیسو تو یعنی یک دریچه رو به مهتاب تو یعنی یک شب رویایی و ناب تو یعنی ساحل آبی دریا تو یعنی که سحر آغاز فردا تو یعنی یک سبد عطر شقایق تمنای دلی غمگین و عاشق تو وقتی می رسی عین زلالی تو آن ممکن ترین سمت محالی تو وقتی می رسی یعنی که آغاز شروع قصه ی زیبای پرواز بگو با من تمام ناتمامم منم من با تمام ننگ و نامم تو مثل عشق در من ریشه داری تو با من الفتی دیرینه داری توئی آن اتفاق تازه ی من همان سرشار بی اندازه ی من تو تعبیر قشنگی از پرستو نجیب و پاک مثل چشم آهو تو رویای گل ارکیده هستی تمنای دلی تبدیده هستی تو آغاز تمام فصل هایی قشنگ ساده ی بی ادعایی زلالی مثل آغاز قناری شبیه لحظه های عشق جاری تو را از جنس رویا آفریدند صمیمی سبز زیبا آفریدند نگاهت ابتدای آسمانهاست سر آغاز تمام کهکشانهاست صدایت مخمل سبز بهارست بهار هم با صدایت ماندگار است تو را ای ناگهان هر ترانه تو را ای اتفاق شاعرانه تو را ای آن زلال خوب احساس تو را ای ابتدای هر گل یاس تو را می خواهم ای شرجی ترینم تو را ای تا ابد شرقی ترینم تو را ای آن محال ناگزیرم تو را ای التهاب دلپذیرم تو را که مثل گل بی انتهایی تماشایی ترین فصل خدایی تو را ای ناب مثل بوی باران تو را ای بهتر از عطر بهاران تو را میخواهم و یک جرعه رویا کنار سفره ای از جنس دریا کنار تو کنار لحظه هایت کنارگریه ها و خنده هایت کنار تو همیشه فرصتی هست برای با تو بودن مهلتی هست کنار تو شروع نسترن هاست دوباره زیر باران تر شدن هاست کنار تو پر از آبی پرواز همیشه با تو سرشار از گل ناز تو آن زیباترین آغاز هستی تو رویایی ترین پرواز هستی شروع تو همیشه خوب و زیباست همیشه ابتدای تو فریباست بیا که ابتدای تو بهار است کویر از نام سبزت سبزه زار است من و تو یک شب بارانی و عشق من و تو یک غزل حیرانی و عشق من و تو بوسه های زیر باران شکفتن با تو حتی در زمستان من و تو خلوتی در زیر مهتاب من و تو با دلی بی تاب بی تاب نباشی بی تو من پاییز زردم همیشه ناتمامم عین دردم نباشی بی تو من یلداترینم نگو نه؟بی تو من تنهاترینم نباشی نیستم باور کن ای یار نگو هرگز خدای تو نگهدار نگویی اتفاقی بود و افتاد نگویی هر چه بوده رفته بر باد نباشی بی تو می ریزد دل من دوباره بی تو میمیرد دل من تویی شرجی ترین و من کویرم که در پاییز بی برگی اسیرم ضریح آبی چشم تو زیباست که تنها قبله گاه خوب دلهاست تو شرم اولین دیدار هستی تو آن تازه ترین تکرار هستی تو مثل عشق یک حس غریبی پر از دلواپسی های عجیبی تو همچون یک دل بی کینه هستی که مثل یک غزل بر دل نشستی تو مثل حادثه یک ناگهانی و یا تعبیر سبز آسمانی تو را در کوچه های آشنایی تو را در لحظه های بی پناهی تو را در جستجویی تا همیشه تو را در بهترین رویای بیشه تو را در بهترین فصل گل ناز تو را در ابتدای هر چه پرواز تو را در انتهای یک ترانه تو را در یک سلوک عاشقانه تو را من در جواب یک معما تو را در یک غزل هموزن گلها تو را من یافتم در بی نشانها در آغاز تمام کهکشانها و حالا از تو میخواهم بمانی و شعر بودنم را تو بخوانی تو حالا بهترین همراز هستی تو با معناترین آغاز هستی تو آغاز تمام هستی من شراب نام تو سر مستی من بمان ای نیمه ی گمگشته ی من تمام این دل سرگشته ی من بمان ای ساحل صبح امیدم بمان زیباتر از شعر سپیدم بمان ای سهم زیبای من از عشق نصیب قلب تنهای من از عشق بمان ای رسم خوب مهربانی شروع فصل سبزهمزبانی بمان بین من و تو قصه باقی است هنوزم اتفاق عشق جاری است بمان و این عطش را تشنه تر کن شبی را در جوار عشق سر کن |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 18:46 توسط افشین و راشین |
|
|
تو خود دانی که امّیــــدم تو هستی
|
|
تو خود دانی که مهتابی شبـانه تو خود دانی که رازی عاشقـانه تو خود دانی که در چشمــان پاکت فراوان داری از عشقت نشـــــانه تو خود دانی که هستم عاشـق تو چه دلتنگم برایت شاعــــــــرانه تو خود دانی که عشـــقت این چنین است پر است از کوچه های بیکــــــــــــــرانه تو خود دانی که امّیــــدم تو هستی زنم از عشق پر رمزت جوانــــــه برآور از برایم این تمنــــــــــــا که باشم در رهت من جاودانـــه |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 18:39 توسط افشین و راشین |
|
|
وقتی تو را فهمیدم هیچ کس هنوز خودش را نفهمیده بود ...
|
|
وقتی ستاره من شدی هیچ تلسکوپی هنوز ترا ندیده بود و یا کشف نکرده بود. وقتی کهکشانِ من بودی هیچ مُنجمی هنوز به بودنت پی نبرده بود. وقتی دلم به چشمانِ تو میدان داد؛هنوز کسی درست نمی دانست دایره چیست. وقتی رنگین کمان صدایت کردم همه به آن چیزی که بعد از باران در می آمد می گفتند مهمانِ هفت رنگِ نا خوانده. وقتی قصه هفت رقمی آذر را رنگِ حقیقت زدم؛هیچکس تا ده بلد نبود بشمرد..وقتی تو زیبای من شدی؛ هنوز نیمی از ماه برای کلی دنیا ناشناخته بود.وقتی مخاطبِ نامه های من شدی همه برای پرسیدنِ حالِ همدیگر از پروانه بنفش کمک می گرفتند.وقتی صدایت کردم هنوز کسی معنی انعکاسِ صدا در کوه ها را نمی فهمید؛ من در کوه صدایت کردم و همه از صدائی که برگشت ترسیدند و من شادمان شدم از اینکه هیچ رقیبی ترا از من نخواهد دزدید . وقتی عاشقت شدم همه خواب بودند. وقتی بدرقه ات کردم آن هم با اشک هیچ کس اشک را دلیلی برای بدرقه نمی دانست و هیچ کس توی چشمانش یک مروارید گریه هم نداشت. وقتی دریای من شدی همه آنانی که حالا اقیانوس صدایت می کنند در حال کندنِ قنات برای پیدا کردن جرعه آبی برای رفع تشنگی یشان بودند . وقتی دنیای من شدی همه فکر می کردند دنیا یعنی یک عالمه انسان. وقتی نوشتم لبان تو عسل است ؛ مردم هنوز نمی دانستند عسل گیاه نیست. |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 21:0 توسط افشین و راشین |
|
|
وصف یار......
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 21:27 توسط افشین و راشین |
|
|
بمان و بمان و بمان..
|
|
بنویس که نبودنت راه را بر منتظران می بست. بنویس که سرای خاطرت راز دار کدام رویای من بود.بنویس که اگر تو نبودی دلم هوای که می کرد. بنویس من در بی تابی موج اشکهایم هنوز غرق دریایم هستم. بنویس اگر نبودی فضای خاطرم عطر یاد که را داشت. بنویس شرم نجیبانه ی تو دل تکه تکه شده ام را اتش می زند. بنویس من اینجا تک و تنها غریبونه نشستم. بنویس در گوشه ی این دنیا دل خسته ترین عاشق من هستم. تو را به گرمای شعله های این عشق سوخته. تو را به اخرین لحظه ی دیدارمان. تو را به رویش نیلوفرانه در مهتاب. تو را به بارش باران اشکهایم. تو را به وسعت کرانه های بی مقصد. تو را به دوست داشتنی ترین عشق ها. سوگند بمان و بمان و بمان |
|
2 نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 20:57 توسط افشین و راشین |
|
|
تو را من دوست دارم می پرستم....
|
|
اگر چشمان من دریاست
تویی فانوس شبهایش
اگر حرفی زدم از گل
توی معنا و مفهومش
به لبخندت که همچو لبخند گلهاست
به رخسارت که چون مهتاب زیباست
منم ای نازنین تا زنده هستم
تو را من دوست دارم می پرستم |
|
2 نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 20:49 توسط افشین و راشین |
|
|
بده دستاتو به دستم...
|
بده دستاتو به دستم تا با هم کلبه بسازيم کلبه ای پر از منو تو از منو تو ما بسازيم واسه درد هم بميريم با ستاره ها بخوابيم با ترانه جون بگيريم کلبه ای اندازه عشق تاقچه ای با حوض و گلدون سر تو باشه رو شونم مثله ليلا مثل مجنون تو بشی مادر گلها، من بشم بابای بارون |
|
2 نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 20:36 توسط افشین و راشین |
|
|
یه باید : به تو رسیدن
|
|
یه نصیحت :مواظب خودت باش یه خواهش :هیچ وقت عوض نشو یه آرزو : فراموشم نکن یه دروغ : دوست ندارم یه حقیقت : دلم برات تنگ شده یه باید : به تو رسیدن
|
|
2 نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 15:4 توسط افشین و راشین |
|
|
پاک و بی آلایشه اون لایق ستایشه
|
|
اون لایق ستایشه دوسش دارم دوسم داره جون و دلم فداش بشه اون واسه من مقدسه عشقش جدا از هوسه تو بی کسی دیدم که اون تنها کسه یه بی کسه سنگ صبور اشکامه زخمامو اون یه مرهمه از خوبیاش هرچی بگم قسم به دل بازم کمه رونق و نور کلبمه تنها خودش عزیزمه یه شب بهم گفت مهربون من می مونم تو هم بمون گفتم به این مهرو وفا یادت نره این عهدمون از بین صدها کس و کس
|
|
2 نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 14:54 توسط افشین و راشین |
|
مي خوام بگم دوستت دارم ولي بازم روم نميشه اين دل بيقرار من يه لحظه اروم نميشه مي خوام بگم دوست دارم مي خوام كه با تو بمونم شعراي عاشقونمو فقط واسه تو بخونم مي خوام بگم دوست دارم هر جا باشي هر جا باشم تو شادي و توي غما مي خوام كنار تو باشم مي خوام بگم دوست دارم تو قلب من فقط تويي اگه كه درمون ندارم بدون كه درد من تويي مي خوام بگم دوست دارم يه عالمه خيلي زياد شب كه بهت فكر مي كنم من ديگه خوابم نمي ياد مي خوام بگم دوست دارم مي خوام كه اينو بدوني |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 14:2 توسط افشین و راشین |
|
|
كاش مي دونست يكي اينجا بد جوري واسش مي ميره
|
اسمون آرزومون پره از ابراي تيره |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:26 توسط افشین و راشین |
|
|
تويي
|
|
اگر درياي دل آبيست..............تويي فانوس زيبايش.. اگر آينه يك دنياست...............تويي معناي دنيايش.. تو يعني دستهاي گل را...........ز آن سوي افق چيدن. تو يعني پاكي باران.............. تو يعني لذت ديدن. تو يعني يك شقايق ...............به يك پروانه بخشيدن. تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن.........تو يعني يك كبوتر را ز تنهايي رها كردن. خداي آسمانها را...............................به آرامي صدا كردن.. تو يعني مثل نيلوفر هميشه مهربان بودن...........تو يعني باغي از مريم.. تو يعني كهكشان بودن.....................تو يعني چتري از احساس براي قلب باراني. تو يعني پيك آزادي....................براي روح زنداني. تو يعني در زمستانها................ به فكر پونه افتادن.. تو يعني روح باران را.....................متين و ساده بوسيدن. و يا در پاسخ يك لطف.................به روي غنچه خنديدن اگرچه دوري از اينجا..................تو يعني اوج زيبايي. دوست دارم ترکم نکن بمان تا روزی که همه را برای رسیدن به هم خسته کنیم |
|
2 نوشته شده در
شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 21:22 توسط افشین و راشین |
|
|
زندگي من
|
|
اي زندگي من اي گل بهار من آن زمان که غم زندگي من را متلاشي ميکند به تو مي انديشم به عظمت درياها قسم به آبي آسمانها قسم که دوستت دارم اي زندگي من گل من بگذار در آسمان عشق تو پرواز کنم بگذار هواي عشق تو را در تمام وجودم حس کنم زندگي زيباست اما با تو در کنار تو به فکر تو اين را بدان که من هميشه در همه حال در کنارت با يادت وعاشقت هستم |
|
2 نوشته شده در
شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 13:53 توسط افشین و راشین |
|
|
تو فكرمي عزيزم
|
|
*********در اين روزگار غريب*********
*********من بي نشانه غريب********** *********من در پي مونسي عزيز******** *********در بدر اين روزگار عجيب******* *********هديه دادم به او عشق********** *********هديه كرد به من عشق عزيز******* *********دوست دارم اندازه ي يه دنيا******* *********دوست دارم اندازه ي تموم دنيا******* *********هر روز و هر شب************ *********هر شب و هر روز************ *********تو فكرمي عزيزم************* |
|
2 نوشته شده در
جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 13:10 توسط افشین و راشین |
|
|
راشینم دلم برات تنگ شده خیلی...
|
|
من ازاين بي قراري بي قرارم
تمام لحظه ها را مي شمارم گل قلبم در اين بيراهه مرده ولي باز هم به عشقت دل سپرده من از روزي كه خود را مي شناسم براي ديدنت در التماسم... |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 20:28 توسط افشین و راشین |
|
|
كي مرا با خود از اينجا مي بري
|
عشق را تن پوش جانم مي كني چتري از گل سايه بانم مي كني اي صداي عشق در جان و تنم آن سكوت ساكت و تنها منم من پر از اندوه چشمان توام آشنايي دل پريشان توام آتش عشق تو در جان من است عاشقي معناي ايمان من است كي به آرامي صدايم مي كني از غم دوري رهايم مي كني اي كه در عشق و صداقت نوبري كي مرا با خود از اينجا مي بري |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 17:39 توسط افشین و راشین |
|
|
تو چه ماهی عسل زندگیم
|
|
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ تو چه ماهی عسل زندگیم نگو با من که چرا بارونیم! اینا اشک عشقه عزیزم که دارم دونه دونه می ریزم گل باغ دل من، تویی مهربونم از خدا می خوام که بی تو نمونم شعر من با اسم تو جون میگیره افشینم، با یاد تو این دلم آروم میگیره |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 17:32 توسط افشین و راشین |
|
|
نامه نوشته ام برات
|
|
نامه نوشته ام برات از اين دل ديوونه كه تنگه واسه ي تو خدا خودش ميدونه تو نامه ام نوشتم كه خيلي دوست دارم مي خوام باشي كنارم كه من تورو كم دارم براي زنده موندنم تو بهترين بهانه اي فرشته ي خوب خدا زندگي دوباره اي اشكاي من به حرمتِ نگاه تو، بارون شدن دارن كه آروم مي بارن قصه ي عشق و مي خونن نوشته ام كه گلدونا تنگه دلاشون واسه تو قناريا كنج قفس گريون و زارن واسه تو آخر نامه هم تورو سپردمت من به خدا من التماست مي كنم هیچ وقت منو تنها نذار... |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:34 توسط افشین و راشین |
|
|
قربونت برم الهی شاپرک سپیدم
|
![]() حال که حرف دل و راهمون یکی شده
آسمون پرستاره ی شبامون یکی شده
هرچی درام مال تو باقی عمرم مال تو
شعرا عاشقونم اگه نمردم مال تو
مال و منالی ندارم
اما ستا ره ها رو هرچی شمردم مال تو
تو قمار زندگی هرچی که باختم مال من
هرچی که بردیم مال تو
قربونت برم الهی شاپرک سپیدم
عزیز راه دورم حالا که روزگارمون یکی شده
شبای مهتابی و شبای تارمون یکی شده
شبای تارش مال من شبای مهتابی و صبح امیدش مال تو
قربونت برم الهی شاپرک سپیدم
عزیز راه دورم
حالا که عطر نفساتو واسم ارزونی کردی
با من اینهمه مهربونی کردی
زندگی صدای چلچله تو سبزه زارش مال تو
غرش و پنجه ی ببرای درندش مال من
پرپرواز پرنده های عاشق مال تو
چشم جغد و زهرمارای کشندش مال من
هرچی که دارم مال تو باقی عمرم مال تو
شعرای عاشقونم اگه نمردم مال تو..
قربونت برم الهی شاپرک سپیدم
عزیز راه دورم |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:29 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani