![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
بگویید به یارم
|
|
بگویید به یارم به آن فصل بهارم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 21:18 توسط افشین و راشین |
|
|
کلبه عشق
|
|
در خلوتگاه تنهاییها به تو فکر می کنم ای که در پشت قله های برفی چشمانت دریای صداقت پنهان است ای که در پژواک صدایت تلالو سخنانت صد ها هزار گل بوسه از لبانت می شکفد با من حرف بزن اگر صدای تو مرا نخواند غم هایم درون قفس شکسته دلم مبحوس می ماند ای که عشق را در مقدس ترین نقطه درک کردی ای که قلبت مامن گاه تنهایی های من تنهاست . مرا تنها مگذار زیرا اگر تو مرا رها کنی در هجوم شکنجه های زندان سیاهی گم می شوم |
|
2 نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 18:21 توسط افشین و راشین |
|
|
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღاي كاشღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
|
|
اي كاش مي توانستم بگويم چقدر دوستت دارم اي كاش مي شد لرزش دستانم را در دستهايت حس كني اي كاش مي توانستم آسمان آبي قلبت را توصيف كنم اي كاش مي شد صداي هق هق گريه هايم را بشنوي اي كاش مي توانستم چشمانت را در چشمانم زنداني كنم اي كاش مي شد حرارت قلب بيقرارم را احساس كني اي كاش مي توانستم تو را براي هميشه داشته باشم اي كاش مي شد تمام حرفهاي عاشقانه ام را درك كني اي كاش مي توانستم تا آخرين نفس در كنارت باشم اي كاش مي شد هر لحظه و هر ثانيه در كنارم باشي اي كاش مي توانستم عشقم را به تو ، بر زبان بياورم اي كاش مي شد هزاران بار ، عاشقانه صدايم كني اي كاش مي توانستم غم دوري از چشمانت را تحمل كنم اي كاش مي شد تا آخرين لحظه زندگاني ، نگاهم كني اي كاش مي توانستم بگويم كه ديوانه وار عاشقت هستم اي كاش مي شد تمام خستگي هايم را درمان كني اي كاش مي توانستم سر روي شانه هايت بگذارم و بگريم اي كاش مي شد اشكهايم را با يك لبخند زيبايت دوا كني اي كاش مي شد ......! |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 23:8 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani