![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
بــده اون لـیـاقـتـی که دسـت تـو دسـتش بزارم
|
دیگـه طاقــتـم تـمـوم شـده مـیـخـوام داد بـزنـم دل میخـواد بهـت بگه دوست دارم خیلی زیاد وقـتـی که میخـندی تازه میشم و جون میگیرم اومــدم بـهــت بـگـــم تـمــامــه دنــیـای مـنـی دوست دارم بدونی دنیا رو فـقط با تو میخـوام چــشــای خــسـتـه مـن فــقــط بـه امـیــد ایـنـه قـلـب مـن فـقـط بـا بـودن تـو اروم مـیـگــیـره ارزوم ایـنـه که دسـتـت تـویـه دسـتـه من باشه دوسـت دارم بـدونـی کـه لحـظه به لحـظه منی ای خدا فقـط تو مـیـدونی چـقـدر دوســش دارم
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:55 توسط افشین و راشین |
|
|
دوستت دارم
|
|
وقتی که بارون مي باره چشام از عشق تو خيسه
دل من به قول سهراب زير بارون مينويسه
چون غروب خيلی قشنگه تو خود خود غروبی
چی بگم قحطی واژه است هر چی هستی خيلی خوبی راشینم نه به آسانی گفتن وشنیدن بلکه به سختی فهمیدن ودرک کردن
دوستت دارم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:32 توسط افشین و راشین |
|
|
همه رو گفتم تا بدونی دوست دارم افشین
|
|
نمی گم که رو زمین عاشقترینم نمی گم برای تو من بهترینم نمی گم که ثروت دنیا رو دارم نمی گم که قدرت خدا رو دارم نمی گم که خورشید وماه برات می آرم نمی گم ستاره تو شبات می آرم نمی گم قصری از طلا می سازم نمی گم پلی ازلاله ها می سازم نمی گم با بودنم غم دیگه مرده نمی گم خدا تو رو به من سپرده
من می گم معنی عشق من تو هستی من می گم تنها امید من تو هستی من می گم یک قلب پاک و ساده دارم من می گم برای تو هر چی که دارم من می گم مهرو وفا برات می آرم من می گم تا جون دارم برات می سازم من می گم با جون ودل برات می سازم من می گم غم اگه داری با تو هستم من می گم تنها با عشقت زنده هستم دوست دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني دوست دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني دوست دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني دوست دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني دوست دارم چون زيباترين خاطرات مني دوست دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوست دارم چون به يک نگاه عشق منی همه رو گفتم تا بدونی دوست دارم افشین
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:30 توسط افشین و راشین |
|
|
دلِ پاپَتيم عزيــزم جــز تو هـيچ كس رو نداره
|
|
مـن هنوز كُشــتة اون شـيطنتِ نازِ چشــاتـم
تــو رگام به جاي خون عشقِ تواِ، عـزيز باهاتم
هنـوز آغوشِ ترانهَم پُـره از عطــرِ نفــس هات
حاضـرم بميرم اما هيــچ موقع نـريزه اشــكات
آبــروي قــصه هامـي تـويي حـيثيتِ شــعرام
همـة دنيا مـي دونن مـن هنوزم تورو مي خوام
هنوزم به زيــرِ پاهات گــلِ رازقــي مي ريــزم
لايقِ پرسه زدن نيست بي تو هيچ خاكي عزيـزم
به خدا هيچ جـاي دنــيا رنـگِ چشـماتُ نديدم
برقِ خوبِ زندگــي رو تـوي چــشماي تو ديدم
هنوزم خلوتِ دستام بــوسه هاتـو كــم مي ياره
هيچ گلي بـرام عــزيـزم عــطر مـوهـاتو نـداره
پيشِ حرمــتِ قـدم هات همه واژه هام حقيرن
تو كه نــيستي واژه هامم دستامو نَه نمي گيرن
من هنوزم كــه هنوزه به چشات مي گم ستاره
دلِ پاپَتيم عزيــزم جــز تو هـيچ كس رو نداره
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:28 توسط افشین و راشین |
|
|
دست هایم چه زیباست هنگامی که فرو رفته در دست هایت باشد،
|
دست هایم چه زیباست هنگامی که فرو رفته در دست هایت باشد، تمام وجودم مرده ای بیش نیست ، به حق می توان گفت تنها دست هایم زنده است میان دستانت ، تمام وجودم ، تمام احساسم را در دست هایم متمرکز می کنم آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه............. چه احساس زیبایی است دست های تو............. انگار تمام مهربانی وجودت را در دست هایت ریختی برای من، تنها برای من ای مهربان، وعده گاه دیرینه من دست های تو و دست های من که نا توان از رها کردن دست های تو اند، چه زیبا عشق بازی است تنها سطح دست هایم در لمس دستانت با این همه........... دست های من و دست های تو شاید به یکدیگر خواهند پیوست....... اما آن دم که سپیده دمی به سپیده دم دیگر برسد........
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 12:21 توسط افشین و راشین |
|
|
خیلی شيرينه
|
|
......اونم عاشق يه فرشته....![]() ![]() ![]() |
|
2 نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 13:51 توسط افشین و راشین |
|
|
اینم نی نی کوچولوا
|
|
|
2 نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:19 توسط افشین و راشین |
|
|
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم
|
|
ارزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم
|
|
2 نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:11 توسط افشین و راشین |
|
|
می خواهم در کنار تو باشم
|
|
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 23:42 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani