![]() |
کلیسای عشق |
![]() |
| در صنعت امروزی دل مهر و وفا جنس گران است |
|
غصه نخور
|
|
با اينکه تنها موندی و هيچکسی و نداری
عزيز من غصه نخور وقتی خدا رو داری عزيز من گريه نکن فدای قلب تنگت حيفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت خسته نشو ؛ خسته نشو از اين روزای خسته من که اين و خوب می دونم چقدر دلت شکسته بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی با او همه در به دری روز و شبا رو ساختی بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جوونه عزیزه من خسته نشو از دست این زمونه يه روزي از همين روزا غصه و غم می ميره اين روزگار بی وفا به دست تو اسيره يه روزی هم صدا ميشی با نغمه های تازه ترانه هات عوض ميشه ... اگه بدی اجازه خسته نشو ؛ خسته نشو از اين روزای خسته در به دری تموم ميشه ... پس ديگه گريه بسته طاقت ندارم آخه من تورو پريشون ببينم! توی دلت چی ميگذره ؟ غمو تو چشمات ميبينم ! چيكار مي تونم بكنم ، جز اينكه آرزو كنم تمام غصه هاي تو ، فقط مال خودم بشه عزيز من غصه نخور حرفتو من خوب ميدونم بيا با هم سفر كنيم يه جايی که آبی باشه از اولش تا آخرش بلور باشه پنجره هاش ... ستاره هاش ... حتی درش هيچكي نتونه بياد و دل ما رو بلزرونه اگر به اونجا برسيم ما که ديگه غم نداريم به جز ستاره های آسمون چيزی ديگه کم نداريم |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 21:8 توسط افشین و راشین |
|
|
دلتنگی
|
|
دلم برات تنگ شده٬ برای اون صدای دلنشینت٬ برای اون خنده های شیرینت٬ برای نوازش دستای رو به روشناییت٬ برای اون چشات٬ چشایی که نگاه کردن به اونا برام آرزو شده٬ آرزویی بزرگ٬ برای اون شیطنت های بچگانت یا نه آگاهانت٬ برای اون حرفای صادقانه ات٬ حرفهایی که همیشه منو شاد می کنه٬ به خاطر تو که اون حرفارو دوست دارم٬ بدون به خاطر تو که همیشه دلتنگم. ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
هر چي غصه ست به سر من اومده تو كه رفتي جاي تو غم اومده تو كه رفتي همه چيم تموم شده خنده اين روزا برام حروم شده تو كه رفتي طاقتم سر اومده اشك چشمام از غمت كم اومده تو كه رفتي همه چيم تموم شده خنده اين روزا برام حروم شده تو كه رفتي واسه من دنيا غريبه به خدا تو كه رفتي زندگيم ديگه تمومه به خدا ديگه من طاقت ندارم نمي تونم بمونم اين روزا از بهت غربت نصف جونم به خدا مي دونم كه با تو موندن واسه من يه جور خياله خيال از تو گذشتن واسه من آره محاله محاله بي تو بمونم موندنم بي تو عذابه عذاب تموم حرفام مي دونم كه بي جوابه غم دوري تو عشقم به روي قلبم نوشتم نوشتم كه با تو بودن آره بوده سرنوشتم سرنوشت شوم من رو هر كي از نگام شنيده شنيده ولي مي دونم غم عشقو نچشيده دیدین تنها شدم افشینم امروز رفت سربازی
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 17:4 توسط افشین و راشین |
|
|
دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری.. می ترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم.. می ترسم تو بری و من نميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!! مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس نميشم..!! ياد اون چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز ازت پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟؟ميدونی... من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچ وقت نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش کردی.. صدايی که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با عشقای حالا فرق داشت وقتی ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم ميگفتم.. اما هيچ وقت نفهميدی.. اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام تويی... بذار هميشه پريشونت بمونم ميذاری که ؟؟ تو رو خدا اینم ازم نگیر |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:10 توسط افشین و راشین |
|
|
سفر
|
|
نگاهش آميختهاي از الماس روشن و پارههاي آتش خورشيد گرم بود؛ و دستانش مثل نوازش موجهاي آرام دريا روي شنهاي ساحلي، می دانم او تولد دوباره من است.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:45 توسط افشین و راشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
hitking اتاق تاریک من یه زندگی |
|
RSS
|
salam irani